![]() |
![]() |
|
| با پرستوی آرزوها پرواز کن تا بی نهایت |
|
بسه تنهايي ديگه توي قفس.....
بسه اين قفس بدون همنفس.... ديگه بسه تشنگي بدون آب.... خوردن فريب و نيرنگ سراب .... واسه هر کي دل من تنگ ميشه تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه ..... دوستي از رو زمين پاک شده..... مردي و مردونگي خاک شده.... هرکي فکر خودش تو اين زمون .... بايد حرف دلمو گوش کنم .... غم دنيا رو فراموش كنم ....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 شهریور1386ساعت 17:59 توسط رضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
به نام حضرت عشق
سلام.رضیه هستم متولد شهریور ماه64 عاشق گل نرگس ویاسم واسه خاطر عطرشون ازبین درختا هم از بید مجنون خوشم میاد عاشق ظاهر آشفته اش هستم قدر هر چه گل دیدم مرا آزار کردی تو خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو عجب دیوانه ات بودم من که بستم دل به چشمانت و کار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو چه حسنی داشت درد این شکست تلخ میدانم مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی "تــــــــــــو" |
| نوشته هاي پيشين |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| پيوندها |
|
نگاه باران(الناز جان) |
|
RSS
|