![]() |
![]() |
|
| با پرستوی آرزوها پرواز کن تا بی نهایت |
|
روزی تمام احساسات آدمی گرد هم جمع میشن وغایم موشک بازی می کنن. دیوانگی چشم می ذاره همه میرن غایم میشن.تنبلی اون نزدیک ها غایم میشه حسادت میره اون ورغایم میشه عشق میره پشت گل رز. دیوانگی همه رو پیدا می کنه به جز عشق حسادت عشق رولو میده و به دیوانگی میگه که رفت پشت گل رز عشق نمیاد بیرون دیوانگی هر چه صدامیزنه عشق بیا بیرون دیوانگی هم یه خنجر ور میداره همینطور رز رو با خنجرش می زنه تا عشق پیدا بشه یک دفعه عشق میگه:آخ چشممو کور کردی دیوانگی اشک میریزه به دست و پای عشق بهش میگه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاری بگی من انجام میدم عشق فقط یک چیز از اون میخواد بهش میگه با من هم درد شو از اون وقت به بعددیوانگی هم درد عشق کور شدو بس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 22:23 توسط رضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
به نام حضرت عشق
سلام.رضیه هستم متولد شهریور ماه64 عاشق گل نرگس ویاسم واسه خاطر عطرشون ازبین درختا هم از بید مجنون خوشم میاد عاشق ظاهر آشفته اش هستم قدر هر چه گل دیدم مرا آزار کردی تو خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو عجب دیوانه ات بودم من که بستم دل به چشمانت و کار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو چه حسنی داشت درد این شکست تلخ میدانم مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی "تــــــــــــو" |
| نوشته هاي پيشين |
|
شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| پيوندها |
|
نگاه باران(الناز جان) |
|
RSS
|